بیشتر تماسها مربوط بود به مادرها، نامزدها و دوستدخترها؛ عاشقها، معشوقها و هوسها. من دراز کشیده بودم روی تخت و داشتم یادگاری سربازهای دورههای قبل را میخواندم که زیر تخت بالایی نوشته شده بودند. بهترین دوران زندگیته استفاده کن. هشت روز مونده تا آزادی. یاشاسین آذربایجان. یه ماه و ده روز، نبود؟!! پرچم خرمآباد بالاس... یکهو یکی صدا کرد "کد چهلوهفت! تلفن داری!" توجهی نکردم چون هیچ شمارهای را به هیچکسی نداده بودم. دوباره صدا کرد "کد چهلوهفت!" پا شدم رفتم پای تلفن. گفتم "الو"، جوابی نیامد. طرف تلفن را قطع کرده بود. به سرباز گفتم "کی بود؟" گفت "به م
برچسب: حسرت,حسرت جام,حسرت محمد اصفهانی,حسرت سیاوش قمیشی,حسرت خوردن,حسرت به انگلیسی,حسرت قمیشی,حسرت خوردن به انگلیسی,حسرت پرواز ابی,حسرت حصین,
نویسنده: علی قاسمی
تاريخ: جمعه
7 آبان
1395 ساعت: 11:26